‏نمایش پست‌ها با برچسب معرفی کتاب - رمان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب معرفی کتاب - رمان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ خرداد ۸, یکشنبه

خرمنی از پیرنگی پیچیده از همت (معرفی کتاب)

عنوان: خرمن سرخ

نويسنده: داشيل همت

مترجم : فرهاد منشوري

ناشر: روزنه كار

نوبت چاپ و سال انتشار: چاپ اول، 1381

«داشيل همت» آن قدر شناخته شده هست، كه نيازي به معرفي او نمي رود. همين قدر لازم به گفتن است، كه نوعی از پلیسی نویسی آغاز گرش «داشیل همت» است و از روی آثار او تعداد زیادی فیلم خوب و بد به ساخت رسیده است. این اثر «همت»، «خرمن سرخ» از آن دسته رمان های نویسنده است؛ که «همت» پیش از این، آن ها را در مجله ی «بلک مسک» به چاپ رسانده بوده است. بعداً وقتی تقریباً شناخته شده تر شده بود؛ «خرمن سرخ» و سپس «خون نفرین شده» را با تجدید نظر روانه ی بازار می کند. بعدها نیز با «شاهین مالت» و «کلید شیشه ای» ، به اوج می رسد. داستان «خرمن سرخ» در یک شهر نه چندان بزرگ اتفاق می افتد و مثل همه ی رمان های «همت» داستان از یک پیچیدگی محکم در پی رنگ برخوردار است، و با قدرت و تلخ و تاریک تا انتها پیش می رود.

به نظر می رسد مترجم تلاش خود را نموده ، و رمان به لحن «همت» و شخصیت هایش نزدیک شده است؛ اما راستش را بخواهید، اگر به دنبال «همت» واقعی هستید، «ترکه مرد» و ترجمه ی محشر مرحوم «میرعلایی» را هیچ وقت از دست ندهید. برای آنان که علاقه مند به ادبیات سیاه و نوع پخته ی آن هستند، داشتن یک جلد از «ترکه مرد» و با ترجمه ی «میرعلایی» چیزی است شبیه داشتن جواهری متعلق به «همت» و صیقل یافته از طرف «میرعلایی» عزیز.

اسفندیار درب کوشکی

۱۳۹۰ اردیبهشت ۷, چهارشنبه

هالیوود در روایت بوکفسکی (معرفی کتاب)


عنوان : هالیوود

نویسنده: چارلز بوکفسکی

مترجم: پیمان خاکسار

ناشر: تهران، نشر چشمه

شمارگان: 2000 نسخه

نوبت چاپ: چاپ اول، بهار 1389

تعداد صفحات : 299 برگ

این رمان را «چارلز بوکفسکی» شاعر نوشته است، که داستان نیز می نوشت. مترجم در آغاز کتاب و در صفحه ی پیش از شروع رمان می نویسد: «بوکفسکی در دوران کاری اش یک فیلم نامه به سفارش دوستش «باربه شرودر» نوشت. رمان «هالیوود» روایتی طنز آمیز از روند نوشته شدن فیلم نامه و ساخته شدن فیلم است. در این رمان «بوکفسکی» با خیلی ها شوخی کرده. اسم بعضی ها را تغییر داده و اسم بعضی ها را نه. اسم های تغییر یافته را در نمایه ی انتهایی کتاب آورده ام و اسامی تغییر نیافته را در پانویس. این نمایه در کتاب اصلی وجود ندارد. اگر دوست دارید خودتان کشف کنید که چه کسی منظور نظر «بوکفسکی» بوده، می توانید از این نمایه صرف نظر کنید.» همان گونه که مترجم یادآور شده است؛ اسم های تغییر یافته ای که بر اساس حدس مترجم در نمایه ی انتهایی کتاب آمده است، بسیار جالب است و مفرح؛ و اما خود کتاب: من کتاب را اثری شیرین با طنزی گزنده و در عین حال روان یافتم. داستان به سرعت پیش می رود، و شما را با یک لبخند مدام و گاه قهقهه ای پرصدا تا انتها پیش می برد. به هر روی خواندن یک رمان 296 صفحه ای از «بوکفسکی» با آن طنز همیشگی و آن لطافت عجیب و غریب اش حرکت لذت بخشی است. مطمئن باشید به هیچ وجه از این که این رمان را دست گرفته اند، پشیمان نخواهید شد.

اسفندیار درب کوشکی